الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
521
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
جايز نيست حاكم جلو آنان را بگيرد بايد آنان را همراه محافظ بفرستد تا واجب خود را انجام دهند . پس از كلام ابن ادريس مىگويد : اين سخن دلالت مىكند كه او در اين حكم توقف كرده است كه خوب نيست ؛ زيرا عموم خطاب به انجام اين نمازها شامل زندانيان هم مىشود . « 1 » علّامه حلّى ( بعد از نقل روايت از شيخ ) : اين روايت مناسب با مذهب اماميه است . « 2 » نظر نگارنده : اين دليل ديگرى است كه مىخواهد بگويد خطاب به انجام دادن فرايض ، حاكم بر خطاب به زندان كردن است . تأمل كنيد . 4 . ولاية الفقيه : ظاهر اين است كه خصوصيتى براى زندانى بدهكار و متهم نيست ، بلكه حكم عموميت براى هر زندانى مسلمان دارد . آرى ، ممكن است از اين دو روايت استفاده كرد كه در آن زمانها ، زندانىها بيشتر بدهكارها متهمها بودهاند و مثل زمان ما نبوده است كه براى هر صغيره و كبيرهاى ، بلكه براى مسائل جزئى و خيالى محكوم به زندان كنند ، بلكه در زمان امير المؤمنين اين زندانهاى سياسى كه در عصر ما هست وجود نداشت و مردم در ابراز عقايد سياسى خود در صورتى كه منجر به شورش و قتل و غارت نمىشد ، آزاد بودند . « 3 » نظر نگارنده : لازمهء كلام ايشان اين است كه قيد بدهكار ، توضيحى باشد امّا اينكه ايشان مىگويد : « چنين زندانهايى نبوده . . . » شما به عناوين « زندان براى دشمنان دولت » و « زندان براى فعل محرمات » مراجعه كنيد و ببينيد ايشان در آنجا چيزى ديگر گفتهاند . 5 . توفيق فكيكى ، وكيل دادگسترى : اخبار و آثارى در كتابهاى تاريخى ، فرهنگى و در مجموعههاى فقه اسلامى موجود است كه دلالت مىكند در زندانها مراسم مذهبى ، درس اخلاق ، درس قرآن و نوشتن و خواندن جزو برنامه بود و امير المؤمنين - عليه السلام - با چوبدستى ، زندانيان مكلف را به دليل ترك و سهلانگارى در انجام دادن مراسم مذهبى تنبيه مىكرد چنان كه با ديدهء انصاف و با دقت خاص به زندگى معيشتى و ديگر مشكلات ايشان مىپرداخت و آنان را در پناه خود مىگرفت و با ايشان مهربانى مىكرد . « 4 »
--> ( 1 ) . مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 420 ، مسألهء 21 . ( 2 ) . منتهى المطلب ، ج 1 ، ص 345 . ( 3 ) . ج 2 ، ص 473 . ( 4 ) . احكام السجون ، ص 134 .